محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

222

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

خرقان مرخص گشته لواى توجه بصوب مقصد ارتفاع داد و پس از وصول بدار الملك عراق ، باستقلال تمام بر مسند امارت تكيه زده ابواب انعام و اكرام ، بر روى ارباب استحقاق ، از خواص و عوام بگشاد و مواكب سپهر مراتب ، از آن موضع رايت نهضت بجانب مستقر سلطنت برافراختند و در روز همايون و ساعتى سعادت مقرون ، ظلال دولت و اقبال بر ساحت احوال مقيمان آن خطهء جنت مثال انداختند . درين اثناء فرهاد بيگ غلام ، كه بعزيمت استسعاد بشرف عتبه بوسى ، از دار الملك عراق بدرگاه پادشاه آفاق آمده بود ، باستصواب امراى صاحب تدبير و مصلحت وزير آصف سرير طمع كلى درو كردند و فرهاد ، بغرور حميت و وفور جمعيت مستوثق بوده از قبول آن مقدمه امتناع نمود و بعضى از امرا كه تاب شوكت و عظمت فرهاد نداشتند [ 123 ] ، محرك سلسلهء فساد گشته او را بمبلغى گران گيرانيدند و تحصيلدار غليظ شديد برو گماشته او را در شكنجه و تعذيب كشيد [ ند ] و چون خبر گرفتن فرهاد به اصفهان رسيد ، خسرو بيگ غلام كه برادران فرهاد و سردار غلامان بنده و آزاد بود ، با جميع غلامان ياغى شده بنياد جلافت و بىاندامى كردند و هر روز سى چهل نفر يراق بسته و به رسم پيادگان پاى تابها پيچيده از قلعه‌اى كه فرهاد جهت مسكن خود ساخته بود بيرون مىآمدند و هر چه ميخواستند بفعل مىآوردند و با وضيع و شريف در مقام بىعزتى و بىاعتدالى آمده آنچه از دستشان مىآمد و مقدور ايشان بود تقصير جايز نميداشتند و سيد بيگ كمونه كه حاكم بود مكرر در صدد منع و دفع درآمده هيچ اثرى بظهور نرسيد و چون اراده كرد كه باتفاق بعضى از اكابر ، شر ايشانرامندفع گرداند ، قبل از وقوع ، غلامان مقدمه را فهميده بحسينيه « 1 » [ براى ] اين امر ، رفتند كه ميرزا احمد كفرانى كه ناظر و متصدى امور و اشتغال ديوانى اصفهان و توابع بود او را بعوض فرهاد گرفته نگاه دارند . ميرزا احمد از قصد ايشان آگاه

--> ( 1 ) - م : بحيله رفتند